در آن هنگام هيماي دوم (شاه آراگون از 1291 تا 1327)، يهودا بن آستروك بونسنيور را براي‌ ترجمه‌ٴ مجموعه‌اي از امثال و كتاب طبي ناشناسي از زبان عربي به كاتالونيايي به خدمت گرفت‌. امثال يك قرن بعد (1402) از كاتالونيايي به كاستيلي ترجمه شد.
4. از عربي به عبري‌.
اين بزرگ‌ترين گروه ترجمه‌هاست‌، چنان بزرگ كه بهتر است آن‌را برحسب مليت‌ مترجمان به گروه‌هاي فرعي تقسيم كنيم‌. اينان‌، جز يك ايتاليايي‌، از اهالي اسپانيا و پرونس بودند.
يكي از بزرگ‌ترين مترجمان عبري‌، يعني يعقوب‌بن ماهر [مَخير]بن تبون (سيزدهم - 2) كه‌ متعلق به خانداني از فضلاي نامدار بود، در حدود 1304م‌/ 704 ه ق در مونپليه وفات يافت‌. ترجمه‌ٴ او از شرح ابن‌رشد بر اصناف الحيوان ارسطو در سال 1302م‌/702 ه ق پايان يافت‌. برخي از ترجمه‌هاي او را ساير فضلا اصلاح كرده‌اند - مثلاً ترجمه‌ٴ شرح ابن رشد بر ارغنون‌ ارسطو را مرسيلي بن يهودا در سال 1329م‌/730 ه ق در تاراسكون و ترجمه‌ٴ اصلاح المجسطي‌ اثر جابر بن افلح را سموئيل بن يهودا در سال 1335م‌/736 ه ق تصحيح كردند.
پرونسي ديگري به‌نام يهودا بن ابراهيم اهل بزيه ترجمه‌ٴ عبري يكي‌از آثار فلسفي فارابي را اصلاح كرد. موسي‌بن سليمان بوقيري تفسير ابن‌رشد را بر مابعدالطبيعه‌ٴ ارسطو ترجمه كرد. شمشون بن سليمان در 1322 م‌/ 722 ه ق ترجمه‌ٴ سته‌ٴ عشر جالينوس را به‌اتمام رساند. مايه‌ٴ تأسف است كه درباره‌ٴ او هيچ اطلاع ديگري در دست نيست (منشأ او نامعلوم است و از روي‌ حدس نه يقين‌، او را در ميان مترجمان پرونسي قرار داده‌ايم‌)، زيرا اين ترجمه داراي اهميت‌ ويژه‌اي بود. قالونيموس بن داود، تهافةالتهافه‌ٴ ابن رشد را ترجمه كرد. آثار رياضي و پزشكي تعداد زيادي از دانشمندان يوناني و اسلامي را به يكي ديگر از اعضاي همين خانواده‌، يعني‌ قالونيموس بن قالونيموس مديونيم‌. همين مطلب را در مورد سموئيل بن يهوداي مرسيلي‌ مي‌توان گفت‌، كه آثارش كم‌تر است‌، ولي در ميانشان شرح جمهوري افلاطون و ارغنون و اخلاق‌ ارسطو ديده مي‌شود. طُدرس طُدرسي‌، اهل آرل‌، كار خود را به ترجمه‌ٴ آثار فلسفي فارابي‌، ابن‌ سينا و ابن رشد منحصر كرد.
دست‌آوردهاي معاصران اسپانيايي آنان كم‌تر نبود، مخصوصاً اگر درنظر داشته باشيم كه اين‌ فضلاي يهودي متعلق به يك اقليت تحت فشار بودند. سليمان بنيراك كتاب‌البحران جالينوس را ترجمه كرد؛ سليمان‌بن پطر هيئةالعالم ابن هيثم را؛ اسرائيل بن يوسف برادر اسحاق اسرائيلي كهين‌ متون مختلفي را براي عاشر بن يَحيئيل ترجمه كرد. اسحاق بن پُلقَ-ر ترجمه‌ٴ مقاصدالفلاسفه‌ٴ غزالي را كه اسحاق البلگ آغاز كرده بود (سيزدهم - 2) تكميل كرد؛ اسحاق‌بن‌ناتان قرطبي آثار فلسفي و كلامي ديگري را از غزالي‌، ابن ميمون‌، يوسف بن عقنين و محمد تبريزي به عبري‌ ترجمه كرد. سليمان بن عمانوئيل داپير منظومه‌ٴ فلسفي يا علمي موسي‌بن طوبي را ترجمه كرد (ترجمه متعلق به اواسط قرن است‌، ولي نمي‌توان گفت قبل يا بعد از سال 1350م‌/750 ه ق‌).